photo با این روشها در  آتش حسادت نسوزید

از قدیم گفته اند حسود هر گر نیاسود … فرد حسود بیشتر از همه به خودش و به روحش ضربه می زند راه رهایی از این خصلت عذاب اور چیست؟ بارها به خود قول داده ایم حسادت نکنیم اما باز هم با دیدن کسی یا چیزی حس حسادت ما شعله ور شده است .. در این پست مقاله ای در این خصوص برای شما آماده کرده ایم …
حسادت یکى از بیماریهاى روحى و صفات رذیله اخلاقى است که گاهى انسان در زندگى به آن مبتلا مى شود. کسانى که به فکر چاره جویى براى درمان رذایل اخلاقى خود نیستند، زندگى را در همین چند روز دنیا خلاصه کرده و به آن مى پردازند و این کار باعث نرسیدن انسان به سرمنزل مقصود خواهد شد و حسادت یکى از همین صفات است.

حسادت در حقیقت، اعتراض به عدالت و حکمت خداوند است. این اعتراض به دلیل عدم آگاهى نسبت به حکمتى است که در تفاوت هاى موجود در بین انسان ها نهفته است. یقین انسان به این موضوع که مدیریت جهان در دست خداى حکیم و علیم است که بدون حکمت او برگ از درخت فرو نمى افتد، او را به باور خواهد رساند که نعمت دادن خداوند به انسان ها نیز بى حکمت نخواهد بود. بنابراین، از وجود نعمت هایى که در دست دیگران است دچار رنج حسادت نخواهد نشد. ازاین رو، تقویت ایمان و یقین به خداوند مى تواند یکى از اصلى ترین راه هاى درمان این صفت ناپسند باشد. از سوى دیگر، هر فرد پس از تقویت ایمان و یقین به نعمت ها و حکمت هاى خداوند متعال، با شناخت توانایى ها و موهبت هایى که خداوند در نهاد او قرار داده، مى تواند آنها را تقویت نموده و به موقعیت هایى که دوست دارد، دست یابد. ازآنجاکه بسیارى از خودخواهى ها به سبب افزون طلبى بشر است، افزایش روحیه قناعت در انسان ها مى تواند راه حل فکرى مؤثر دیگرى براى درمان حسادت به شمار آید. امیرالمؤمنین على علیه السلام در این زمینه مى فرماید: هر کس به اندازه نیاز بسنده کند، آسایش و راحتى منظم دارد. دلبستگى به دنیا دل ها را مضطرب و نگران مى سازد که عامل بسیارى از این نگرانى ها و ناراحتى ها به خاطر مشاهده نعمت ها در دست دیگران مى باشد. همچنین توجه به ضررهاى حسادت، عامل بسیار مهم در درمان حسادت به شمار مى آید. وقتى افراد بدانند که حسادت بجز ضرر رساندن به دین و دنیا، براى آنها هیچ سودى نخواهد داشت، از حسادت دورى مى گزینند. عامل مهم دیگر داشتن روحیه توکل است. شخص متوکل مى داند که هنگام گرفتار شدن و مشکلات، به جاى اضطراب و ترس و به جاى کشیدن به راه هاى انحرافى، تنها باید به وظیفه خودش عمل کند؛ زیرا رزق و روزى هر کس به دست خداوند مى باشد. توجه به معاد و نگاه مثبت به مرگ هم مى تواند از جمله عوامل مهم فکرى در درمان بیمارى حسادت باشد؛ به این صورت که اگر انسان با این اعتقاد زندگى کند، رسیدن به آسایش و آرامش واقعى را در جهان دیگر ممکن مى داند و متوجه خواهد بود که ثروت زیاد براى او ایجاد آرامش نخواهد کرد و به مقدار نیازش در پى آن خواهد رفت. عامل مؤثر دیگر، وجود جایگزین هاى مناسب است.

برای خواندن بقیه توضیحات روی کلمه ادامه مطلب در زیر کلیک کنید ….

یکى از سرچشمه هاى حسادت، حس کمال جویى است که خداوند در ضمیر هر انسانى نهاده است. بهترین درمان براى جلوگیرى از اثرات زیان بار و منفى این حس، فراخواندن افراد به غبطه و رقابت سالم است؛ همان کارى که ائمه اطهار علیهم السلام در کنار نهى از حسادت امر به غبطه کرده اند. امام صادق علیه السلام مى فرمایند: همانا مؤمن غبطه مى ورزد نه حسادت.مهم تر از درمان شناختى، درمان عملى مى باشد که مکمل و کامل کننده درمان حسادت است. از جمله راه کارهاى درمان عملى حسادت مى توان به مبارزه منفى و جلوگیرى از ابراز و ظاهر کردن حسادت و محبت به فرد مورد حسادت ایجاد رابطه عاطفى مثبت بین خود و محسود و نیکى و احسان به او؛ متعهد شدن به نیازهاى واقعى خود و دورى گزیدن از پیروى کورکورانه از هدف هایى که علاقه ها و نیازهاى ما نیستند؛ اهمیت قایل شدن براى داشته هاى زندگى؛ پذیرش عدم وجود کمال مطلق در زندگى و داشتن نگرش کلى به نقاط قوت و ضعفى که در زندگى هر فردى وجود دارد؛ داشتن نگاه واقع بینانه نسبت به موقعیت دیگران؛ شناسایى نوع تفکر و ویژگى هاى شخصیتى افرادى که علاوه بر نداشتن حسادت، از خوشحالى دیگران خوشحال مى شوند؛ تلقین به خود و تغییر نحوه تفکر خود از نظر فکرى و ذهنى؛ استغفار و دعا اشاره داشت. نکته مهم در پایان این مطلب اینکه اقشار مختلف در جامعه اعم از والدین، مربیان، مدیران و مسئولان و محققان و کارشناسان امور تربیتى و اخلاقى مى توانند با عملکرد بجا و ایفاى نقش درست خود در پیش گیرى و درمان این بیمارى روحى گام هاى درست و مؤثرى برداشته و افراد جامعه را از مبتلا شدن به این رذیله اخلاقى نجات بخشند.توجه به معاد و نگاه مثبت به مرگ: مرگ نابودى نیست، بلکه دروازه ورود انسان به جهان دیگر است. بر اساس این بینش، مرگ براى مؤمنان آسودگى خاطر و راحتى از مشکلات دنیا را به دنبال دارد؛ زیرا با مرگ به ملاقات پروردگارشان خواهند رسید (زمر: ۴۲؛ سجده، ۱۱). یکى از محورى ترین راه کارهاى مقابله با فشار روانى در قرآن، ایجاد دید مثبت نسبت به مرگ است (توبه: ۵۲). گاهى اوقات انسان ها در دنیا به دنبال، امنیت، آرامش و آسایش مطلق هستند، درصورتى که اینها در دنیا به صورت مطلق وجود ندارد. اگر انسان ها به این آگاهى برسند، یعنى متوجه این امر مهم باشند که اگر با سعى و تلاش، باز هم به چیزى که مى خواهند نرسیدند، این باعث محرومیت در آنها نخواهد شد و به صورت مطلق تمام آن چیزهایى را که دیگران دارند طلب نخواهند کرد که با نرسیدن به آنها، دچار غم و غصه شوند. اگر انسان با این اعتقاد زندگى کند که آسایش و آرامش واقعى، قابل دسترسى در جهان دیگر است و نعمت فراوان یا ثروت زیاد نمى تواند براى او آرامش آور باشد، بدون اضطراب و دغدغه جمع آورى ثروت، زندگى خواهد کرد. دارایى و ثروت اگرچه در رشد و تعالى انسان مهم است، ولى اگر در زندگى هدف قرار گیرد، مایه سقوط انسان مى شود. در نتیجه، رفاه واقعى را در بى نیازى و عدم وابستگى به مال و دیگران مى داند (حسینى کوهسارى، ۱۳۸۹، ص ۱۹۰).شخص معتقد به معاد، عقیده دارد که زندگى به این جهان ماده خلاصه نمى شود، پس هیچ گاه آرزوى زوال نعمت هاى دیگران را نخواهد داشت. او مى داند که پس از مرگ، زندگى دیگرى در پیش دارد و آنجا به بسیارى از خواسته ها و آرزوهاى مناسب خود دست مى یابد. پس اگر در این دنیا به خواسته هایش نرسید، دچار غم و حسرت و اندوه نخواهد شد. قرآن مى فرماید: وَإِنَّ الدَّارَ الاَخِرَهَ لَهِىَ الْحَیوَانُ لَوْ کَانُواْ یعْلَمُون (عنکبوت: ۶۴)؛ در آخرت حیات باقیه، زندگانى جاوید و سعادت ابدى است. انسانى که داراى تفکر و نگرش الهى است، با توجه به معاد و نعمت ها و درجات والایى که پرهیزگاران در قیامت و آخرت دارند، چشم و دل از متاع دنیا بازمى دارد. قرآن خطاب به پیامبر صلى الله علیه و آله مى فرماید: لَا تَمُدَّنَّ عَینَیکَ إِلىَ مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجا مِّنهُمْ زَهْرَهَ الحْیوهِ الدُّنْیا لِنَفْتِنهَمْ فِیهِوَ رِزْقُ رَبِّکَ خَیرْ وَ أَبْقَى (طه: ۱۳۱)؛ اگر زنان و مردانى از آنها را از یک زندگى خوش بهره مند ساخته ایم، تو به آنها منگر. این براى آن است که امتحانشان کنیم. رزق پروردگارت بهتر و پایدارتر است. چنین فردى دیگر چشم به امکانات و برخوردارى هاى این و آن نخواهد دوخت و عمر خود را بر سر این غصه گزاف نخواهد گذاشت. به قول حافظ: نقد عمرت ببر و غصه دنیا به گزاف گر شب و روز در این قصه مشکل باشى گرچه راهى است پر از بیم زما تا بر دوست رفتن آسان بود ار واقف منزل باشى ۹ـ۱٫ هدفمند دانستن زندگى: انسان در زندگى نیازمند هدف و معناست. انسان بى هدف که زندگى را بى معنا مى داند، در برابر مشکلات روحى و جسمى مقاومت خود را از دست مى دهد و به زودى از پاى درمى آید و گاهى حتى به بن بست مى رسد و خودکشى مى کند. قرآن کریم براى آن دسته از انسان ها که هدف زندگى را در لابه لاى حیات مادى و زودگذر دنیا جست وجو مى کنند و لذت بردن، تجمل پرستى، افزون طلبى در اموال، چشم و هم چشمى، حسادت، هوس رانى و به دست آوردن قدرت را هدف نهایى زندگى مى پندارند، مى فرماید: بدانید زندگى دنیا تنها بازى، سرگرمى و تفاخر، تجمل پرستى در میان شما و افزون طلبى در اموال و فرزندان است (حدید: ۲۰).

به این ترتیب، غفلت، سرگرمى، تجمل، تفاخر، حسادت و غیره مسائلى هستند که مى تواند انسان را به خود سرگرم و از مسائل جدى دور سازد. ازاین رو، اگر دنیا در نگرش آدمى، عرصه رقابت براى رشد و تعالى تلقى شود، انسان به فراتر از زیست طبیعى روى آورده و به خودش اجازه نمى دهد تا براى رسیدن به لذت هاى طبیعى، دامن نفس خویش را به گناه آلوده کند. امیرالمؤمنین على علیه السلامفرمودند: نفس خود را از هرگونه پستى باز دار، هرچند تو را به اهدافت رساند؛ زیرا نمى توانى به اندازه آبرویى که از دست مى دهى بهایى به دست آورى (نهج البلاغه، ۱۳۷۹، ن ۳۱، ص ۸۶و۸۷). انسان حسود شاید در پرتو زندگى دنیوى به اهدافش برسد، ولى هدف اصلى در زندگى را فراموش کرده و به بیراهه خواهد رفت. اما انسانى که در پرتو آموزه هاى وحى الهى پرورش یافته است، جهان آفرینش را عبث و بیهوده و بى هدف نمى داند. مَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَ مَا بَینَهُمَا إِلَّا بِالحْق (احقاف: ۳). نه تنها زندگى انسان را بى هدف و بى معنا نمى بیند، بلکه مى داند که جهان مبدأ و منتها و هدفى دارد و آن خداى بزرگ است؛ ازاین رو، در راه او و براى او تلاش مى کند تا به ملاقات او برسد. یأَیهَا الْانسَانُ إِنَّکَ کاَدِحٌ إِلىَ رَبِّکَ کَدْحا فَمُلَاقِیه (انشقاق: ۶). و براى این اهداف و در راه عشق هرگونه بلایى را به کام جان مى نوشد و تحمل مى کند. انسانى که این گونه فکر مى کند، فقط خوراک و پوشاک در زندگى برایش هدف نیست، بلکه هدف اصلى چیز دیگرى مى باشد. زندگى مى کند و زندگى را دوست دارد، براى هدف مهم تر و رسیدن به زندگى بهتر، از نعمت هایى که خداوند در زندگى به او داده به نحو احسن استفاده و شکرگزارى مى کند و نگران نعمت هایى که خدا به هر دلیلى به او نداده، نخواهد بود و به خاطر آنها غصه نمى خورد. شخصى با چنین تفکرى سعى مى کند با عزم و اراده اى قوى از توانایى ها و استعدادهاى خودش بهره ببرد. فردى که در زندگى هدف دارد، حتى سعى مى کند دیگران را هم براى رسیدن به خوش بختى در زندگى یارى برساند و با خوشحالى آنها خوشحال شود و از غم و رنج آنها غمگین شود (نجاریان، ۱۳۹۲، ص ۱۲۳).

۱۰ـ۱٫ جایگزین هاى مناسب: یکى دیگر از سرچشمه هاى حسادت، حس کمال جویى است که خداوند در ضمیر هر انسانى نهاده است. کمال جویى باعث پیشرفت بشر مى شود و این خواسته فطرى اوست. ما نباید این خواسته انسان را به بهانه درمان حسادت، به تعلیق درآوریم؛ چون با این کار، انسان را از پیمودن مسیر کمال بازداشته ایم، بلکه باید این جاده نادرست حسادت را به سوى راه درست و حق (غبطه و رقابت سالم) هدایت کنیم؛ چراکه انسان در غبطه برخلاف حسادت، تمناى زوال نعمت از دیگران را ندارد، بلکه مثل آن را براى خودش مى خواهد. ازاین رو، اسلام غبطه را از صفات مؤمنان دانسته و آن را ستوده است؛ زیرا علاوه بر نداشتن کراهت حسادت، نشانه امید به خداوند و خوش بینى به جهان است. این راهکار، علاوه بر اینکه مشکل حسادت را رفع مى کند، باعث مى شود با تلاش زیاد و با اخلاق و ایمان براى جلوگیرى از رقابت به حسادت، در کارهایمان (مادى، معنوى) پیشرفت کنیم.به همین دلیل است که ائمّه اطهار علیهم السلام در کنار نهى از حسادت، امر به غبطه کرده اند. امام صادق علیه السلام مى فرمایند: إِنَّ الْمُؤْمِنَ یغْبِطُ وَ لَا یحْسُدُ وَ الْمُنَافِقُ یحْسُدُ وَ لَا یغْبِطُ (کلینى، ۱۳۶۵، ج ۲، ص ۳۰۶)؛ همانا مؤمن غبطه مى ورزد نه حسادت و منافق حسادت مى ورزد نه غبطه.

۱۱ـ۱٫ اهمیت قایل شدن براى داشته هاى زندگى مان: وقتى در زندگى با افرادى مواجه مى شوید که شرایط و امکانات بهترى دارند، بلافاصله به کسانى بیندیشید که موقعیت پایین ترى از شما دارند. به این ترتیب، به یاد خواهید آورد که اگرچه به برخى از خواسته هاى خود نرسیده اید، اما هنوز از بیشتر مردم جهان خوشبخت ترید. توجه به نعمت هاى فراوانى که خداوند، به هریک از ما داده است و توجه به آنچه که حسود به صورت بالفعل دارد مى تواند راه عملى دیگرى براى مبارزه با حسادت باشد. همین که فرد محاسبه کند من نعمت هاى زیادى دارم که دیگران ندارند و مى توانم با تلاش و به کارگیرى توان خود، بیش از این هم به دست آورم، او را کمک مى کند تا ریشه حسادت را درون خود بخشکاند. در این زمینه، قرآن کریم مى فرماید: وَأَمَّا بِنِعْمَهِ رَبِّکَ فَحَدِّث (ضحى: ۱۱)؛ و نعمت هاى پروردگارت را بازگو کن. درواقع، ما بسیارى از چیزهایى که به طور طبیعى داریم یا به دست آورده ایم نادیده مى گیریم و فراموش مى کنیم؛ چیزهایى نظیر ایمان، سلامتى، امنیت، خانواده خوب و سالم، تحصیلات مناسب، دوستان خوب، شغل مناسب، همکار خوب، حداقل امکانات زندگى و… (نجاریان، ۱۳۹۲، ص ۱۲۸).

۱۲ـ۱٫ پذیرفتن عدم وجود کمال مطلق در زندگى: این واقعیت را بپذیرید که کمال مطلق در زندگى وجود ندارد. زندگى مجموعه اى از موضوعات مختلف است؛ خوب و بد. اگر کسى داراى امکاناتى است که شما ندارید، شما نیز در عوض امتیازاتى دارید که دیگران ندارند. بسیارى از افراد که در درس مشخصى قوى هستند و نمره بالایى مى گیرند، ممکن است در درس دیگرى ضعیف یا معمولى باشند. همه ما نقاط قوت و ضعفى داریم که قابل تأمل است. هریک از ما امکانات و موقعیت هاى خانوادگى، مالى، شغلى و تحصیلى ویژه اى داریم که ممکن است در مقایسه با دیگرى در وضعیتى بالاتر یا پایین تر قرار بگیریم. بنابراین، به آنچه خود داریم و آنچه دیگران دارند نگرش کلى داشته باشیم و حاصل جمع را ببینیم، نه فقط یکى از موارد را، آن گاه متوجه خواهیم شد که در دنیا کمال مطلق وجود ندارد (مطهرى، ۱۳۷۳، ج ۲، ص ۲۵۶).

۱۳ـ۱٫ داشتن نگاه واقع بینانه نسبت به موقعیت دیگران: یکى از اشتباه هاى رایج افراد حسود این است که تصور مى کنند دیگران به آسانى و بدون هیچ زحمت و دغدغه اى به موقعیت فعلى رسیده اند. در واقع، مردم در ازاى چیزهایى که به دست مى آورند، ممکن است چیزهایى را از دست بدهند؛ بنابراین، هر فرد براساس اولویت ها و اهداف خود، بهایى براى رسیدن به این هدف ها مى پردازد. براى مثال، وقتى مى بینید فردى به تحصیلات عالى، شغل مناسب یا امکانات مالى گسترده دست یافته، مطمئن باشید که با سخت کوشى به این امکانات رسیده است، اکنون او در جایى قرار دارد که شما در حسرت آن هستید، اما معلوم نیست که خود او از موقعیتش کاملاً راضى باشد، پشت سر هریک از ما تجربیاتى قرار دارد که در نوع خود ارزنده و قابل تأمل است (نجاریان، ۱۳۹۲، ص ۱۲۹).

مواردى که در بالا ذکر شد شاید مهم ترین راه هاى فکرى و شناختى براى درمان حسادت بودند. اما مهم تر از درمان شناختى، درمان عملى حسادت است که مکمل و کامل کننده درمان فکرى مى باشد. اگر انسان به این مرحله از تفکر برسد که حسادت باعث ضرر دنیوى و اخروى مى شود و او را دچار غم و غصه مى کند و بداند که نعمت هاى خداوند به واسطه حسد او، از دیگران قطع نخواهد شد و آگاه باشد که حسد او نه ضرر دنیوى به محسود مى رساند نه دینى؛ زیرا هرچه خداوند براى بندگان خود مقدر فرموده است، از عزت و نعمت و کمال و حیات، مدتى براى آن قرار داده و اگر جن و انس با هم جمع شوند که دقیقه اى آن را کم یا زیاد کنند نمى توانند و بداند که اگر با حسدِ حاسد، نعمت از دیگران زایل مى شد، دیگر نعمتى در عالم براى کسى باقى نمى ماند؛ زیرا هیچ کس نیست که براى او حاسدى نباشد، مى تواند قدم هاى ابتدایى را براى درمان خود بردارد. پس هر انسان مبتلا به این رذیلت اخلاقى باید سعى در برطرف کردن صفت حسد از خود نماید (نراقى، ۱۳۸۴، ص ۴۴۸).

با وجود اینکه ریشه حسادت فکرى است، ولى کسى که به حسادت مبتلا شده غیر از رسیدگى به جنبه هاى فکرى و شناختى، باید به آثار بدى که حسادت به وجود آورده است، مانند نفرت و کینه، به مبارزه برخیزد و این تنها با اندیشه اصلاح نمى گردد،بلکه بایدازنظرعملى هم روش هایى را براى از بین بردن آثار نامطلوب حسادت به کار بندد.

۲٫ راه کارهاى عملى

۱ـ۲٫ مبارزه منفى: عالمان اخلاق این راهکار را درمان عملى حسادت مى دانند. مبارزه منفى به این معناست که حسود از ابراز و ظاهر کردن حسادت، جلوگیرى کند، به فرد مورد حسادت محبت کند و از نعمت ها و خوشى هاى او خوشحال شده و خود را خوشحال نشان دهد. اگر بر شخص تکبر مى کرده، بر او تواضع کند، اگر از او بدگویى مى کرده، در مجالس، زبان خود را به مدح او باز کند و اگر بر شخص مورد حسادت ترش رویى و درشت گویى مى کرده، با او خوش رو و خوش زبان باشد و اگر حسد باعث مى شده که احسان و بخشش را از او منع کند، سعى کند به او احسان نماید و در آشکار و پنهان براى او طلب خیر و نعمت بیشترى کند. البته حتما این حرکات و رفتارها باید با اصلاح نگرش و تقویت ایمان انجام شود تا خداى نکرده به بیمارى خطرناک ریا و نفاق دچار نشود. امام صادق علیه السلام مى فرمایند: سه چیز است که نبى و کمتر از نبى، از آن نجات نمى یابد: تفکر درباره وسوسه در خلق، فال بد زدن، و حسد، جز اینکه مؤمن طبق حسدش عمل نمى کند (کلینى، ۱۳۶۵، ج ۸، ص ۱۰۸).

نکته اى که اینجا مهم و قابل ذکر است، داشتن پشتکار مى باشد. تنها با تکرار در عمل به یک اصل اخلاقى و داشتن پشتکار لازم است که مى توان آن را در مایه روحى خود تثبیت کرده و به صورت یک طبیعت ثانویه درآورد. تکرار یک عمل به تدریج تبدیل به یک عادت مى شود و ادامه عادت تبدیل به ملکه و صفت درونى مى گردد. پس با یک بار وادار کردن خود به محبت نسبت به فرد مورد حسادت و یا با یک بار خوددارى از بدگویى از او نمى توانیم بر این احساس مسلط شویم و بارها باید خود را وادار به آن کار کنیم و این تغییر و معالجه یک شبه انجام نمى شود، بلکه درمان حرکتى تدریجى مى باشد (الهى، ۱۳۸۳).

امام خمینى قدس سره در این زمینه مى فرماید: علاوه بر علاج علمى که شمّه اى از آن ذکر شد، علاج عملى نیز از براى این رذیله فضیحه است و آنچنان است که با تکلف اظهار محبت کنى با محسود و ترتیب آثار آن را دهى، و

مقصودت از آن علاج مرض باطنى باشد. نفس تو را دعوت مى کند که او را اذیت کن، توهین کن، دشمنى داشته باش، مفاسد او را به تو عرضه مى دارد، تو به خلاف میل نفس به او ترحم کن و تجلیل نما، زبان را به ذکر خیر او وادار کن، نیکویى هاى او را بر خود و بر دیگران عرضه دار، صفات جمیله او را خاطرنشان خود کن. گرچه اینها که مى کنى در اول امر با تکلف است، از روى مجاز و غیرواقع است، لیکن چون مقصود اصلاح نفس و برطرف کردن این نقص و رذیله است، بالاخره به حقیقت نزدیک مى شود. کم کم تکلف کم مى شود و نفس عادى مى شود و واقعیت پیدا مى کند (موسوى خمینى، ۱۳۷۸، ص ۱۱۳).

۲ـ۲٫ ایجاد رابطه عاطفى مثبت بین خود و فرد مورد حسادت: این روشى است که قرآن کریم به صورت کلى براى رفع کینه ها در روابط بین افراد، پیشنهاد مى کند. وَلَا تَسْتَوِى الحْسَنَهُ وَ لَا السَّیئَهُ ادْفَعْ بِالَّتىِ هِىَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِى بَینَکَ وَ بَینَهُ عَدَاوَهٌ کَأَنَّهُ وَلىٌِّ حَمِیم (فصلت: ۳۴)؛ هرگز نیکى و بدى یکسان نیستند. بدى را با نیکى دفع کن، ناگاه خواهى دید همان کس که میان تو و او دشمنى است، گویى دوستى گرم و صمیمى است. وقتى حسود رفتار خود را اصلاح کند، طرف مقابل این مسئله را درک خواهد کرد و دلش نسبت به او نرم مى گردد و زمینه روانى مناسبى براى محبت و دوستى فراهم مى شود (سروش، ۱۳۸۶، ص ۱۲۸).

واکنش طبیعى فرد مورد حسادت در این هنگام، نیکى و احسان خواهد بود. بدین سان، حسود نیز به سمت احسان و نیکى تمایل پیدا مى کند و زمینه توافق قلبى و برطرف شدن حسادت و از بین رفتن آثار روانى نامطلوب آن فراهم مى گردد. امیرالمؤمنین على علیه السلاممى فرمایند: حَیاؤُهُ یعْلُو شَهْوَتَهُ وَ وُدُّهُ یعْلُو حَسَدَه (کلینى، ۱۳۶۵، ج ۲، ص ۲۳۰)؛ حیاى مؤمن بر شهوتش غلبه دارد و دوستى او بر حسدش غالب است. در برابر بدگویى هاى دیگران درباره فرد مورد حسادت مقاومت کنید و اجازه ندهید دیگران درباره افراد به بدگویى و بدبینى روى آورند. بدین وسیله، زمینه بروز حسادت و نگرش منفى به دیگران درذهن ازمیان خواهدرفت(فیض کاشانى،۱۳۷۲،ج۵،ص۳۴۲).

۳ـ۲٫ متعهد شدن به نیازهاى واقعى خود، نه نیازهاى دیگران: حسادت، افراد را به انجام کارهایى وادار مى کند که نیاز درونى خودشان نیست. هر انسانى منحصر به فرد است و نیازها و آرزوهاى خود را دارد، اما بیشتر ما وقتى به دیگران حسادت مى ورزیم از نیازهاى منحصر به فرد خود غافل مى شویم. مثلاً، هرگاه یکى از افراد خانواده یا دوستان در رشته پزشکى مشغول به تحصیل مى شود ما نیز به شدت به تحصیل در این رشته متمایل مى شویم، درحالى که وقتى خوب به نیازها و علایق خود مى نگریم، شاید نه تنها علاقه اى به این رشته نداشته باشیم، بلکه حتى به خاطر برخى مسائل از آن متنفر نیز باشیم. بنابراین، وقتى نسبت به موضوعى احساس حسادت مى کنید، ابتدا از خود بپرسید: آیا واقعا مى خواهم در این موقعیت باشم؟ موقعیت خود را با همه جزئیات خوب و بدش مجسم کنید و پس از ارزیابى، چنانچه واقعا بدان علاقه مند بودید و هدفى دست یافتنى و ممکن به نظر مى رسید، آن را به صورت یک هدف شخصى در نظر بگیرید و براى رسیدن به آن گام بردارید؛ در غیر این صورت، انرژى خود را صرف کار دیگرى کنید (نجاریان، ۱۳۹۲، ص ۱۲۷).

۴ـ۲٫ شناسایى نوع تفکر و ویژگى هاى شخصیتى افراد غیرحسود: با اندکى تأمل، فهرستى از افرادى تهیه کنید که به طور واقعى از موقعیت هاى شما خوشحال مى شوند. حالا سعى کنید منطقى را که باعث مى شود این افراد از خوشحالى شما خوشحال شوند درک کنید، ویژگى شخصیتى آنها را بشناسید و شیوه تفکر آنها را درباره خودتان کشف کنید، این افراد چه ویژگى ها و چه طرز تفکر خاصى دارند؟ آیا از اعتماد به نفس بالایى برخوردارند؟ آیا واقع نگر هستند؟ آیا نسبت به نیازهاى خود آگاهند؟ آیا به قدرت و حکمت خدا ایمان کافى دارند؟ آیا قلبا دیگران را دوست دارند و برایشان آرزوى خوش بختى دارند؟ درباره این سؤالات فکر کنید و بیندیشید که آنها چگونه به این آرامش و لذت نوع دوستى دست یافته اند (همان).

۵ـ۲٫ تلقین به خود: منظور، تغییر نحوه تفکر است و اینکه در ابتدا در مبارزه علیه توجیهات و بهانه هاى نفس اماره خود را از نظر فکرى و ذهنى مجاب کنیم که حسادت چیز بیهوده اى است و به تدریج به حقیقت همه چیز واقف شویم. همه داشته هایمان را ببینیم: آیا حاضرم جایم را با او عوض کنم؟ به ارزش ها بیندیشیم: ارزش واقعى شى ء مورد علاقه من چقدر است؟ در مورد عدالت و استحقاق تعمق کنیم. سپس با یادآورى منظم اینکه عدالت خدا مطلق بوده و کاملاً در این دنیا برقرار است، ریشه احساس بى عدالتى را در خود از بین ببریم. چطور باور کنم خدایى که عادل و خیرخواه است، مرا از چیزى که حقم بوده یا برایم لازم بوده محروم کرده باشد؟ (گورینه و روسو، ۱۳۸۵، ص ۶۷).

۶ـ۲٫ استغفار: رسول اکرم صلى الله علیه و آله مى فرمایند: سه چیز است که امت من همیشه دارند: سوء ظن، حسد و فال بد (راه خلاصى از آنها، این است:) هنگامى که سوءظن داشتى، تحقیق نکن و هنگامى که حسادت ورزیدى، استغفار کن و هنگامى که فال بد زدى، از آن بگذر، و به آن ترتیب اثر نده (متقى هندى، ۱۴۲۵ق، ج ۱۶، ص ۲۷).

۷ـ۲٫ دعا: دعا یعنى تضرّع و زارى به درگاه پروردگار، خواستن از او که این بیمارى پلید را شفا عنایت فرماید. اگر مسلمانى به خدا پناه برد، خداوند او را ناامید نخواهد کرد. دعا کردن و خدا را خواندن، از توفیقات بزرگ و روزنه نجات مى باشد. در دعایى امام سجاد علیه السلام مى فرمایند: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ ارْزُقْنِى سَلَامَهَ الصَّدْرِ مِنَ الْحَسَدِ حَتَّى لَا أَحْسُدَ أَحَدا مِنْ خَلْقِکَ عَلَى شَى ءٍ مِنْ فَضْلِکَ، وَ حَتَّى لَا أَرَى نِعْمَهً مِنْ نِعَمِکَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ فِى دِینٍ أَوْ دُنْیا أَوْ عَافِیهٍ أَوْ تَقْوَى أَوْ سَعَهٍ أَوْ رَخَاءٍ إِلَّا رَجَوْتُ لِنَفْسِى أَفْضَلَ ذَلِکَ بِکَ وَ مِنْکَ وَحْدَکَ لَا شَرِیکَ لَک (صحیفه سجادیه، دعاى ۲۲، ص ۱۵۲)؛ بار خدایا، بر محمد و آل او درود فرست، و سینه ام را از حسد، تهى گردان تا به هیچ کس از آفریدگانت بر چیزى از احسانت رشک نبرم، و تا آنکه نعمتى از نعمت هایت را در دین یا دنیا یا تن درستى یا پرهیزگارى یا گشایش یا آسایش بر هیچ یک از خلق تو نبینم، جز آنکه بهتر از آن را به وسیله تو و از جانب تو، که تنهایى و شریک ندارى، براى خود آرزو نمایم (سروش، ۱۳۸۶، ص ۱۲۹).

در اینجا لازم است گفته شود هر آنچه موجب تقویت ایمان در قلب انسان مى شود، در خلاصى انسان از حسد مفید است؛ مانند: نماز، روزه و قرائت قرآن. به طورکلى، آنچه که انسان را به معنویات نزدیک کند و از مادیات دور کند، داروى درمان حسد خواهد بود.

منابع

نهج البلاغه، ۱۳۷۹، ترجمه محمد دشتى، قم، امیرالمؤمنین علیه السلام.

صحیفه سجادیه، ۱۳۷۶، ترجمه سیدعلینقى فیض الاسلام، چ ششم، تهران، فیض الاسلام.

مصباح الشریعه، ۱۴۰۰ق، بیروت، مؤسسه الاعلمى للمطبوعات.

ابن شعبه حرّانى، حسن بن محمد، ۱۴۰۴ق، تحف العقول، چ دوم، قم، جامعه مدرسین.

الهى، بهرام، ۱۳۸۳، طب روح، چ هفتم، تهران، جیحون.

بستانى، محمود، ۱۳۷۵، اسلام و روان شناسى، ترجمه محمود هوشیم، چ دوم، مشهد، آستان قدس رضوى.

پهلوان، حمید، ۱۳۸۳، حسادت، زمینه هاى رشد و راه هاى جلوگیرى، تهران، مرکز پژوهش هاى اسلامى صداوسیما.

تمیمى آمدى، عبدالواحدبن محمد، ۱۳۶۶، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ترجمه محمد درایتى، قم، مکتب الاعلام.

ـــــ ، ۱۳۸۵، غررالحکم و دررالکلم، ترجمه محمدعلى انصارى، چ چهارم، قم، امام عصر (عج).

حاجى زاده، معصومه، ۱۳۹۱، حسد از دیدگاه قرآن و سنت، آثار و پیامدهاى فردى و اجتماعى آن، پایان نامه حوزه علمیه خراسان واحد قوچان.

حسینى کوهسارى، سیداسحاق، ۱۳۸۹، نگاهى قرآنى به فشار روانى، چ پنجم، تهران، کانون اندیشه جوان.

راغب اصفهانى، حسین بن محمد، ۱۴۱۲ق، المفردات فى غریب القرآن، تحقیق صفوان عدنان داودى، لبنان، دارالعلم.

رمزى خالصى، ملیحه، ۱۳۹۱، حسد از دیدگاه آیات و روایات، پایان نامه کارشناسى ارشد، حوزه علمیه خراسان واحد مشهد.

سروش، محمدعلى، ۱۳۸۶، شعله هاى سرد (بررسى حسادت در قرآن)، چ دوم، قم، دارالحدیث.

شولتز، دوان، ۱۳۷۸، نظریه هاى شخصیت، ترجمه یوسف کرمى و همکاران، چ دوم، تهران، ارسباران.

صادقیان، احمد، ۱۳۸۶، قرآن و بهداشت روان، تهران، پژوهش هاى تفسیر و علوم قرآن.

صفورایى پاریزى، محمدمهدى، ۱۳۸۹، حسادت، زمینه هاى رشد و جلوگیرى از آن، معرفت، ش ۳۸، ص ۴۹ـ۵۴٫

طاهرى، حبیب اللّه، ۱۳۸۶، نقش دین در بهداشت روان، پژوهش هاى فقهى، ش ۳، ص ۵ـ۲۲٫

طباطبائى، سیدمحمدحسین، ۱۳۷۴، تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوى همدانى، قم، جامعه مدرسین.

طباطبایى بروجردى، سیدحسین ۱۴۱۰ق، جامع احادیث الشیعه، قم، الطباطبایى البروجردى.

فیض کاشانى، ملّامحسن، ۱۳۷۲، راه روشن (ترجمه کتاب المحجه البیضاء فى تهذیب الاحیاء)، ترجمه عبدالعلى صاحبى، مشهد، آستان قدس رضوى.

کلینى، محمدبن یعقوب، ۱۳۶۵، الکافى، ترجمه حسن مصطفوى، تهران، دارالکتب الاسلامیه.

گورینه، بئاتریس و اگنس روسو، ۱۳۸۵، غلبه بر حسادت، ترجمه فروزان تجویدى، چ دوم، تهران، جیحون.

لیثى واسطى، على بن محمد، ۱۳۷۶، عیون الحکم و المواعظ، تحقیق حسین حسنى بیرجندى، قم، دارالحدیث.

متقى هندى، حسام الدین، ۱۴۲۵ق، کنزالعمال فى سنن الاقوال و الافعال، بیروت، دارالکتب العلمیه.

مجلسى، محمدباقر، ۱۳۹۵ق، بحارالانوار، ترجمه محمدباقر کمره اى، قم، دارالحدیث.

مطهرى، مرتضى، ۱۳۷۳، اسلام و نیازهاى زمان (۲)، چ نهم، تهران، صدرا.

مکارم شیرازى، ناصر و همکاران، ۱۳۸۲، تفسیر نمونه، چ بیست ویکم، تهران، دارالکتب الاسلامیه.

موسوى خمینى، سیدروح اللّه، ۱۳۷۸، صحیفه نور، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى.

نجاتى، محمدعثمان، ۱۳۶۷، قرآن و روان شناسى، ترجمه عباس عرب، مشهد، بنیاد پژوهش هاى اسلامى آستان قدس رضوى.

نجاریان، بتول، ۱۳۹۲، بررسى آثار حسادت بر سلامت روان از دیدگاه قرآن و روایات و راه هاى درمان آن، پایان نامه کارشناسى ارشد، دانشگاه معارف قرآن و عترت.

نراقى، ملّااحمد، ۱۳۸۴، معراج السعاده، تصحیح رضا مرندى، چ پنجم، تهران، دهقان.

وصله، مهناز، ۱۳۷۷، حسد در قرآن، پایان نامه کارشناسى ارشد، دانشگاه آزاد اسلامى تهران واحد شمال.

شهاب الدین ذوفقارى: استادیار کلام و فلسفه دانشگاه معارف قرآن و عترت علیهم السلام.

بتول نجاریان: دانشجوى کارشناسى ارشد معارف نهج البلاغه دانشگاه معارف قرآن و عترت علیهم السلام.

زکیه نجاریان: کارشناس ارشد روان شناسى تربیتى دانشگاه کاشان.

معرفت – سال بیست و سوم ـ شماره ۲۰۵ -دی ۱۳۹۳٫

انتهای متن/

برچسب ها درباره :

  • نوشته : مدیر
  • تاریخ : ۲۴ آبان ۱۳۹۴