photo دانلود فیلم یک خانواده محترم + نقد این فیلم

فیلم یک خانواده محترم یک فیلم ضد ایرانی( البته به عقیده ی بعضی ها هم این فیلم هیچ توهینی به دفاع مقدس نکرده ) است که با حضور بازیگران وطنی ساخته شده است. در این فیلم مهرداد ضیائی ، پریوش نظریه، بابک حمیدی و … ایفای نقش کرده اند. استان فیلم در مورد فردی به نام آرش است که پس از سالها به ایران بازگشته و با کشوری کاملاً ویرانه مواجه می شود. ویران همانند خانواده اش که پدر خشکه مذهبی حرام خور و انقلابی‌نِمایش برای او رقم زده.پدر که مهرداد ضیائی با ریشی پر پشت نقش آن را ایفا می کند، جمعاً حدود ۸ حضور در فیلم دارد که آن را نه شخصیت و نه حتی تیپ می توان دانست و تنها بازیگری استخدامی است که انقلابیون را به لجن بکشد. ( به ادامه مطلب بروید)

سکانسهایی که مهرداد ضیائی نقش پدر را ایفا کرده همین ها می باشد :صحنه توزیع ارزاق کوپنی و اعلام تمام شدن برنج به مردم
بلافاصله حضورش در انبار پر از برنج و چَک زدن به دو فرزند خردسالش بدلیل پاره شدن کیسه ها (بلافاصله به چهره امام در حال سخنرانی کات می خورد) صحنه ای که در خانه دراز کشیده و سر همسرش فریاد می کشد که ساکت شود تا صحبت های امام را گوش کند صحنه ای که با خانواده اش به زیرزمین پناه می برد و آنها می بینند کلی ارزاق دولتی دزدیده و انبار کرده و وقتی همسرش اعتراض می کند، با او درگیر می شود. پسرش جلو می آید، شروع به کتک زدنش می کندچند فریم از گرفتن مصنوعی دستش جلوی صورت بدلیل شهادت فرزند نوجوان صحنه شکستن شیشه حمام برای بردن همسرش به تیمارستان و فریاد همسرش که «به من دست نزن حروم خور  صحنه کتک زدن دیوانه وار پسرش صحنه جدا کردن خشن پسر خردسالش از دوست دختر خردسالش که از او عکس گرفته و او را بوسیده

و اما صحنه های جنجالی این فیلم :
صحنه ای که امام مشغول سخنرانی و تحریک و تشویق به حضور در جنگ در بین مستمعینی تماماً نوجوان است و نگرانی و ترس در چهره آنها موج می زند. قضیه بدین منوال است که صحنه هایی که در اصل رزمندگان از شرمندگی از امام خود در شرف گریه بودند، به جای صحنه نگرانی آنها از جنگ جا خورده است.
صحنه ای از چند صف از رزمندگان نوجوان که با نگرانی و احساس نا امیدی، مشغول خواندن گروهی دعای فرج هستند.
صحنه فتح خرمشهر که با دیالوگ های هجو و ابلهانه گزارشگر (که گویا مونتاژ بوده و توسط فیلمساز نوشته و به آن اضافه شده) همراه می شود. صحنه هایی از خرابی و ویرانی و خیل مجروحان و کشته ها که با دیالوگ های حماسی همراه شده و مخاطب غربی را به خنده وا می دارد. در همین اثنا، چند سرباز عراقی از سنگرهایشان بیرون می آیند و یکی از آنها که دوربین روی آن زوم می کند، با التماس عکس امیرالمومنین را نشان می دهد و می گوید «من شیعه ام، من مسلمانم، من مرید علی هستم» تا جای هیچ شکی بر پوچ بودن هشت سال دفاع مقدس برای مخاطب باقی نماند.
صحنه هجو و البته اعصاب خرد کن ورود جنازه نوجوان شهید به خانه اش که با شعار دادن تمسخرآمیز «این گل پرپر از کجا آمده؟ از سفر کرببلا آمده» و سینه زنی تمسخرآمیز جمعیت، تباکی مصنوعی پدر، جیغ های زنانه که کپی تمسخر گریه در خنده بازار است، عمامه چپکی روحانی و چهره کریه او، نهایتاً به صحنه بی رحمانه باز کردن کفن نوجوان شهید توسط مادر و بغل کردن او به مدت حدود ۱۵ ثانیه ختم می شود. این مادر نه تنها در آنجا هیچ حس معنوی و حتی گریه ای ندارد، بلکه چندی بعد، از مرگ پسرش دیوانه شده و وقتی به تیمارستان برده می شود، به محض ورود، با بی رحمی تمام کارگردان، جلوی پسر ۵-۶ ساله اش شوک مغزی داده می شود. تا جایی که او خود را خیس می کند.این فیلم مزین می شود به تصویری از آرم الله جمهوری اسلامی که دورش را آتش فرا گرفته و چهره بدون عمامه امام وسط آن قرار دارد و بر درب محل توزیع ارزاق کوپنی نصب شده است.به هر حال نمی توان با قطعیت گفت که سازنده ی این فیلم هیچ قصد و غرضی از ساختن آن نداشته و این فیلم سراسر توهین به دفاع مقدس و بسیجی های ایران است.

دانلود قسمت های آغازین فیلم

برچسب ها درباره :

  • نوشته : مدیر
  • تاریخ : ۱۶ آبان ۱۳۹۱